تبليغاتX
روزهای قشنگ من و دوستام

بی تو بودن کار من نیست تا دلت نرفته برگرد!!!

سلام.
حال و احوال دوستای گرامم چطوره؟خوبین الحمدالله؟
مدرسه اینا خوش میگذره؟؟؟
ابجی فاطی؟داره درس میخونه.من فردا تعطیلم .واسه همین اومدم نت تا شاید اپ کنم.

کوشا ناراحت بود.میگفت چرا اپ نکردی.
منم  غصم شد واسش.اخه دوستمه .گفتم واسه دل اونم که شده یه اپ میکنم.ایشالله که خوب باشه .اپو میگم.ایشالله خوب باشه.کوشا جون هم خوشحال بشه!!!

 

 میری برو ولی بدون شاید از عشقت بمیرم

نیستی و بی تو تو شبا با عکسات آروم میگیرم

میری برو ولی بدون یکی خیلی دوست داره

خیلی هنوز دلش میخواد سر روی شونت بزاره

برو ولی اینو بدون همیشه غربت با منه ..

تموم خاطرات ما پائیزو آتیش میزنه

برو بدون تو بی کسیم نشدی یه سنگ صبور

نخواستی با من بمونی واسه یه بار حتی به زور

خداحافظ عشق من با خاطره هم سفرم

هرچی که از من دور میشی من به تو نزدیکترم

خداحافظ و این یعنی باید از تو جدا بشم

چشمم آب نمیخوره که بی صدات زنده باشم

میری برو ولی بدون یکی خیلی دوست داره

خیلی هنوز دلش میخواد سر روی شونت بزاره

 


دنیارو با این همه وسعتش بد ساختن.خیلی بد.نمیخوام کفر بگم.اصلا
چون من مال این حرفا نیستم.
اما خدا وکیلی نیگاه کن دنیارو؟؟!!!
بی خیال دنیا.خودمو خودتو خوشو عشقه.
دنیا مال کیه.؟؟.
میخوام یه شعر قشنگ دیگه هم بزارم.بخونید نظرتونو بگین

تقدیم به...

تقدیم به تو که انقدر ماهی که پیشت آسمون ماهی نداره  خورشید گرم نگاهت دیگه مهتابی نداره!!!

بزن بارون که دلگیرم    دارم این گوشه تنها میمیرم   بزن بارون که دلگیرم   دیگه آروم نمی گیرم    حالا که خسته و تنهام    حالا که اون دیگه رفته    می فهمم تازه این دردو    چقدر تنها شدن سخته   بزن بارون که عشق اون   هنوز توی نفس هامه   دلیل عشق پاک من   باور سرد اشکامه   ببار شاید که برگرده   تو قلبی که پر از درده   ببین از وقتی اون رفته    چقدر دستای من سرده  
 
اره ببین دستامو.چرا وقتی نوبت به جایی میرسه که واسه بیان عشقت دلیل و مدرک میاری همه چشاشونو میبندن.بازم  خوشونو میزنن به ...
بی خیال.واسه اینجور ادما دنیا رو شاهد بگیری حرف حرف خوشونو.تو به اینجور ادما کاری نداشته باش.عاشق باش.

دوستون دارم.همتونو.
مواظب خودتون باشین


کوشا جان دیدی اپ کردم.فقط به خاطره تو.
فعلا یا علی.

 

راستی کوشا جان در مورد کد هم ممنون.

+ تاريخ دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 11:13 نويسنده من خودم تک و تنها |


 

پشت سر جاده اي بيراهه
پيش رو داغ کهنه ديوار
فرصت با تو بودن اندک
حرفهاي نگفته ام بسيار
ميکشي زخميه غرورم را
سنگ دل تو چقدر بي رحمي!!!
دوستت دارم! نميبيني؟
عاشقت هستم !نميفهمي؟
تار ميبينم آرزو ها را
پشت اين عينک پريشاني
روزهاي بغل بغل پاييز
سالهاي فقط زمستاني!
دست در دست عشق ميميرم
پشت موسيقي کلاسيک باد
داستان من و تو تکراريست
از شروع سکوت تا فرياد
داستان من و تو تکراريست!!!

سلام یه دکلمه خیلی قشنگ بود از پویا بیاتی.

و چقدر این قسمتش زیباست که میگه:

سنگ دل تو چقدر بی رحمی!!!

دوستت دارم نمیبینی؟عاشقت هستم نمیفهمی؟

و چقدر سخته که یکی رو دوست داشته باشی و طرف ندونه.یا خودشه

بزنه به ندونستنو به قول خودمون نفهمی

من؟؟؟شاکیم؟ناراحتم؟

ناراحت نه.نیستم.اما شاکی .چرا !!شاکیم.شاکیم از اینجور ادما.

از اینایی که خودشونو میزنن به هرطرفی به جز اون طرفی که باید برن

چرا فقط فکر میکنه من باید واسه درداش مرحم باشم.چرا وقتی خوشه دیگه سراغی از من نمیگیره؟

اخه چرا؟

فكر نكن كه من ميام به غصه هات گوش ميكنم
هرچه بدي كرده بودي ساده فراموش ميكنم

اقرار می کنم در آمدم از پا....دلم گرفت...

می خواستم ببوسمت از این دیار دور

می خواستم ببوسمت اما دلم گرفت

نه اینکه فکر کنی دل از تو کنده ام!!

یا اینکه از محال تمنا دلم گرفت!!

در امتداد هیچ قدمها دلم گرفت

از لحظه ای که خیس شدم در خیال تو

آن دم که تنگ شدند نفس ها دلم گرفت

از اینکه باز تو نیستی کنار من

از اینکه باز خسته و تنها...دلم گرفت

می خواهمت که بار دگر گرمتر زپیش

می خواهم ببوسمت اما دلم گرفت!

تکرار می کنم این سطرهای کهنه را...

تکرار می کنم که خدایا!!دلم گرفت!

به خدا دلم گرفت.خیلی بی معرفتی

 

 

یا علی.خدانگهدارتون

+ تاريخ دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 18:20 نويسنده من خودم تک و تنها |
سلام .چطورین؟خوبین که؟؟

یه یارو بود همیشه واسه ما تیریپ بر میداشت.یعنی یه جوری نیگاه میکرد ما رو.به قول خودمون نیگاه نیگاه میکرد منو

یه روز توی واحد بودیم با برو بچ.که قربونشون برم این برو بچ با حالو.بعد یارو به حساب خودش میخواست واسمون کلاس ملاس بزاره.یهو رفت روی موتور دوستش بپره.دوستش یه ذره رفت جلو.اونم تالاپی خورد زمین.بیچاره.میخواست کللاس بزاره بد رقمه ضایع شد.بهش گفتم نه نه !!!خیالت جمع ما ندیدیم.

چند وقت پیشا که با دوست جونام رفته بودیم واسه ثبت نام توی تاکسی یه سیم کارت ایرانسل پیدا کردیم.بعد حس کاره خوب کردنمون گل کرد.سیمو از گوشیم در اوردم.سیم کارت جدیده رو گذاشتم توش.همه شماره ها مال سر بود.نظیر و هرچی ادم کت و کله توی دنیا بود کرده بود توی این گوشی.بعد از مخابرات زنگ زدیم به یکی از شماره ها.گفتیم بیا سیم کارتو بگیر.گفتیم خوب چی میپوشی که ما بشناسیمت.گفت یه شلوار کردی میپوشم با یه لباس ابیچه ضایعه طرز لباس پوشیدنشمن که جدی خجالت میکشیدم به یه هم چین ادمی اصلا نیگاه کنم.خیلی ببخشیدا.اما خوب همینه که هست.وقتی اومد رفیقم سیم کارتو برد داد یکی تا به اون بده.بعد که یارو سیم کارتو گرفت با موتور گازیش رفت!! یه صدایی هم راه انداخته بود با این موتورش.خدا رو شکر که نرفتیم ما بهش بدیم.نه؟؟؟اره دیگه.همین!!!

خوب یه نمه متن خوشمل هم بزارم برم

آن گاه که غرور کسی را در هم می شکنی ...

آن گاه که کاخ آرزو های کسی را ویران می کنی...

آن گاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی

آن گاه که حتی گوشت را می بندی که صدای خورد شدن غرورش را نشنوی 

 آن گاه که خدا را می بینی و بنده اش را نادیده می گیری

می خواهم بدانم دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی

تا برای خوشبختی خودت دعا کنی

 

نا باورانه قدمهاشو نظاره میکردم

که آروم آروم ازم دور میشد دلم میخواست فریاد بزنم نرو

دلش میخواست فریاد بزنم

ولی بغض راه گلومو بسته بود و مجال نمیداد

با چشام فریاد کشیدم بمون بمون......

اما افسوس هیچ وقت به پشت سرش نگاه نکرد تا فریاد چشمامو بشنوه.!!!

 

..

 

امشب میخوام برای چشمات ستاره قربونی کنم 

میخوام میونه دستات دستام رو نقاشی کنم

برای با تو بودن عشقمو  حکاکی کنم

میخوام دوباره  گم شم تو فکر با تو بودن

چه رویای قشنگی رویای با تو بودن

سروده های عاشقانه ام را دور ریختی تنها به جرم اینکه جسورانه اعترافشان کرده بودم

 

دوستون دارم.مراقب خودتونم باشین

+ تاريخ چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 20:7 نويسنده من خودم تک و تنها |
شلام.شلام.صد تا شلام

چطول مطولین دوست جونا؟؟ شما شکوفه ها چطورین؟؟

مدرسه اینا خوش گذشت.روز اول که من فقط چرت زدم.این از روز اول.

آمااااااااااآما رو بچسب(همون امای خودمون دیگه!!) روز بعدش تعطیل بودیم.نه اینکه خیلی خسته

شده بودیم دیگه تا ظهر خوابیدم.

بعد هم ناهار الکی خوردم.نشستم یه ذره درس خوندمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

با داداشی فیلم لاست رو دیدم.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comوای چه خوشگل بود.همون یه ذره که دیدم

امروز صبح هم دیگه دوباره راهی مدرسه شدیم.صبح ساعت یک ربع به هفت کک کردم گوشیو

خلاصه با ابجی فاطی بلند شدیم دیگه.مثل دختر خانومای خوب صبحونه خوریدمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بعد هم اینطوریتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comمجبور شدیم بدویم تا به واحد برسیم.وای نمیدونین توی واحد اینقدر شلوغ بود که

 حد نداشت.

من و ابجی فاطی چسبیده بودیم به پسراتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comچوشماتون(همون چشاتون)روز بد نبینه

یهو اقا واحدیه ترمز کردتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com.یه پسره جلو ابجی فاطی بود که دستشو گرفته بود به میله.تا ترمز کرد ابجی

 فاطی رفت تو بغل پسره.وای نمیدونید چه صحنه ای شده بود.منم محکم خوردم تو کمر یه یارو

بعد هم ین شکلی شدمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com.وای از فاطی خیلی با حال بود.کاش بودید صحنه رو میدیدید!!

بعد هم از ابجی فاطی خدافظی کردم.رفتم!!!من ابجی فاطی رو یه عالمه دوسش دالم

 

حالا دیگه بریم ادامه مطلب.یه عالمه چیزای خوشمل دارم که هرکی بیاد بهش میدم

 

 

 


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه چهارم مهر 1388ساعت 16:33 نويسنده من خودم تک و تنها |
سلام.خوبین؟؟

عیدتون پس پس مبارک

چه خبر؟خوش میگذره؟اگرم بگذره با فکر کردن به اینکه دو روز دیگه باید رفت مدرسه ناخوش میشیم نه؟؟

اما خوب مدرسه هم حال خاص خودشو داره

ما هم دیگه میریم پیش!!! قراره بعدا این شکلی شیم

امروز بابایی رفت واسم کتابامو گرفت

وای.داره باورم میشه کم کم که ....

با رفقا یه کلاس افتادیم شکر خدا

اما ناراحتم یه ذره.یه ذره هم که نه.بیشتر از یه ذره

اخه ابجی فاطی دیگه پیشم نیست با .... خوبم

اه!!! اصلا ولش کن.نمیخواااااااااام

 چقدر وحشتناکه که هیچکی  دلش واسم تنگ نشد!!!
هیچکی نپرسید کجایی؟!؟
حتی اونایی که خیلی دم از معرفت میزدن!!!
یاد حرف همسایه افتادم که میگفت.......
به سایه ها دل نبند!!!

اما من دل بستم.به همون سایه ای که همسایه ازش حرف میزد.

که ایکاش نمیبستم!!!که اگه دل نمیبستم این الان عاقبتم نبود.

که خیلی چیزا اتفاق نمی افتاد.که بازم....

که بازم چی؟؟؟

کار تموم شد.اما من دلم میخواد نفرین کنم همون دوستمو که نذاشت حرف همسایه واقعیت پیدا کنه

که نذاشت این ای کاش ها به دهنم جاری نشه.اره نفرینش میکنم.چون من تا بی نهایت دوسش داشتم

اما....هیچی دیگه.اما نداره کارم.

خوشا انان که در بازار گیتی خریدار وفا بودند و هستند
خوشا انان که در راه رفاقت رفیق با وفا بودند و هستند

(ای دوست.. معرفت چیز گرانیست به هرکس ندهندش!!!!)

 
 
خیلی وقته که خستم!!! خیلی وقته که دلم میخواد یه نفس راحت بکشم!!!اما جایی نیست.
اصلا نفسی باقی نونده.
نذاشتن نفسی باقی بمونه.
خدایا!!!خیلی خستم
خستم از حرفای تکراری
خستم از اینکه نخواستم عاشق باشم یا حداقل درک کنم که....
 
یا علی
+ تاريخ دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 15:0 نويسنده من خودم تک و تنها |

 

هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی،

دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه،

با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم،

اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من،

شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من

دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم،

ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم

خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم ،

دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه

به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من ،

غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم ،

رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم

+ تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 14:21 نويسنده من خودم تک و تنها |
سلام.خوبین؟

این اولین پست منه.

میخوام توی این وبلاگ از خودم دوستام و خاطراتم بگم.

میخوام لحظه به لحظه زندگیمو داشته باشم.اونم به صورت مکتوب.

امسال خدا بخواد میرم پیش.به همراه رفقام و ابجی گلم .تعجب نکنین .ما دوقلو هستیم

ولی خوب من ۵ دقیقه بزرگترم ۵ دقیقه هم خودش ۵ دقیقه است.

 

فعلا یا علی

+ تاريخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 15:30 نويسنده من خودم تک و تنها |